![]() |
![]() |
|
| !WRITE EVERY THING THAT YOU WANT |
![]()
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 0:30 توسط FANTOL |
|
|
بعضی وقتا با خودم فکر میکنم که این راهی که دارم میرم درسته...؟
آخه هیچ آدم عاقلی این جور به کسی دل میبنده...؟ اصلا" اونی که دوسش دارم منو دوست داره...؟! یعنی اونم به فکر منه...؟! نکنه منو فراموش کرده باشه...! نکنه دیگه نخواد منو ببینه...! نکنه بره و منو تنها بذاره ...؟! اگه بره....! اونوقت چکار کنم...؟! اگه تنها بمونم چی....؟! ولی بعد به خودم میام و میبینم که ای بابا خدا رو که دارم...! تازه خدا هم تنهاست...! فقط که من تنها نیستم...! ولی نکنه بره و تنهام بذاره....! بازم دلهره دارم..... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 0:25 توسط FANTOL |
|
|
گاهی وقتا فکر میکنم که خدا انسان رو آفریده و فرار کرده تا از شرش خلاص بشه...
گاهی وقتا فکر میکنم که خدا بنده هاشو دوست نداره... گاهی وقتا فکر میکنم که خدا میخواد با من با تو با همه بازی کنه... گاهی وقتا فکر میکنم که خدا این کره خاکی رو از رو نفرت آفریده... ولی گاهی وفتا فکر میکنم که خدا عشق رو برای پاک کردن ای ن همه بدی آفریده... پس میخوام همیشه عاشق بمونم....! حتی اگه تو اینو نخوای....! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 0:12 توسط FANTOL |
|
|
همیشه به پای یه نفر موندن سخته...
همیشه فقط یکی رو دوست داشتن سخته... همیشه فقط واسه یه نفر فدا شدن سخته... همیشه غمخوار یکی بودن بدون داشتن غمخوار سخته... ولی در کنار همه اینا عاشق یکی بودن و برای عشقت شکستن شیرینه..... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 0:7 توسط FANTOL |
|
|
اگه زندگی یعنی این که هرکس بد از یه مدت سگ دو زدن برای نفس کشیدن بمیره...
اگه زندگی یعنی تنفر... اگه زندگی یعنی در نهایتهای بی کران نابود شدن... اگه زندگی یعنی هر دقیقه یه خیانت... اگه زندگی اینه ... اگه زندگی تابعی از عشق نیست... اگه زندگی تو دوست داشتن معنا نشده.... پس.... پس هرگز نمیخوام زندگی کنم...! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم مهر 1387ساعت 0:4 توسط FANTOL |
|
|
همیشه تو این فکرم که چرا باید کسی رو دوست داشته باشم که دیگه هیچ حسی نسبت به من نداره..؟ چرا باید به فکر کسی باشم که اصلا" به من فکر نمیکنه...؟ چرا باید خودمو نیازمند به کسی ببینم که هیچ نیازی به من نداره...؟ چرا باید کسی برای من مهم باشه که هرگز من براش مهم نیستم...؟ چرا... چرا... چرا... |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 23:58 توسط FANTOL |
|
|
هیچ وقت سعی نکن به کسی دل ببندی یا وابستش بشی چون این دنیا ارزش اینو نداره که بخوای توش بخاطر کسی افسرده و غمگین بشی و بشکنی. ولی در عوض اگر کسی رو دیدی که ارزشش رو داره که براش بشکنی هیچ وقت از شکستن برای او دریغ نکن چون تو این دنیا بلاخره باید بشکنی و نابود بشی پس چه بهتر که این نابودی در راه عشقت باشه نه چیز دیگه ای. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 20:6 توسط FANTOL |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ برای ایجاد یک فضای آزاد گفتگو طراحی شده بنابراین شما قادر خواهید بود افکار و احساسات خود را بیان کنید و از دیگر کاربران و مخاطبین یاری جویید. "مدیریت وبلاگ"
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 |
| پیوندها |
|
KAFTAR-SEFAT |
| سیستم آمار |
|
|